السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
93
تفسير الميزان ( فارسي )
روز . و اين آيه در معناى آيه شريفه « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ » « 1 » و آيه شريفه « فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ » « 2 » مىباشد . در اين آيه شريفه نام دعوت كننده را نبرده كه كيست ، چيزى كه هست در جاى ديگر اين دعوت را به خود نسبت داده و فرموده : « يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِه » « 3 » . و اگر از ميان همه خبرهاى مربوط به قيامت مساله دعوت براى خروج از قبرها و حضور براى فصل قضا و خروجشان از قبر در حال خشوع و سرعت گرفتنشان به سوى داعى را يادآور شده ، براى اين بود كه اين دعوت مقابل دعوت آنان در دنيا قرار گيرد ، كه ايشان را به سوى ايمان به آيات دعوت مىكرد و ايشان اعراض نموده مىگفتند : اينها همه سحرهايى است مستمر . و معناى آيه اين است كه : به ياد آر روزى را كه دعوت كننده ايشان را به امرى بس دشوار دعوت مىكند ، و آن امر دشوار همان داورى و پاداش و كيفر است . * ( « خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ » ) * كلمه « خشع » جمع خاشع است كه مصدر آن خشوع به معناى نوعى ذلت است ، و اگر اين خشوع را به ديدگان نسبت داده ، از اين جهت است كه حالت خشوع و ذلت بيش از هر چيز در ديدگان ظهور مىكند . و كلمه « أجداث » جمع جدث به معناى قبر است ، و جراد ( ملخ ) حيوانى معروف است ، و اگر مردم را در بيرون شدن از قبر تشبيه كرده به ملخهاى منتشر ، از اين جهت است كه ملخ وقتى منتشر مىشود هر دسته داخل در دسته ديگر مىشود و با هم مخلوط مىشوند ، با اينكه به ظاهر هر يك از آنها جهتى مخالف جهت ديگر دارد ، در روز قيامت هم مردم اينچنين درهم و برهم مىشوند ، قرآن كريم در جاى ديگر مىفرمايد : « يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ » « 4 » .
--> ( 1 ) آيا جز اين را منتظرند كه ساعت قيامشان فرا رسد ؟ . سوره زخرف ، آيه 66 . ( 2 ) آيا منتظر غير اين هستند كه بر سرشان روزى آيد مانند روزهايى كه بر سر امتهاى گذشته آمد ؟ . سوره يونس ، آيه 102 . ( 3 ) روزى كه خداى تعالى شما را دعوت مىكند ، و شما او را همراه با حمدش اجابت مىكنيد . سوره اسرى ، آيه 52 . ( 4 ) روزى كه شتابان از قبرها بيرون شوند گويى به سوى علمى مىدوند در حالى كه ديدگانشان از خشوع افتاده است . سوره معارج ، آيه 43 و 44 .